|
قاطی پاتی!
|
|
|
|
||||
به سرم زده
+
نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387ساعت 14:12 توسط یلدا
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شنيديد ميگن دل به دل راه داره؟
توي زندگيتون تا حالا پيش اومده كه از يكي خيلي بدتون بياد ولي هيچ موقع ابراز نكنيد؟ و احساس كنيد اونم دقيقا همون احساس رو به شما داره؟ و همين طور از يكي خوشتون بياد، بعداً معلوم شِه اونم از شما خوشش مي اومده؟ يكي از دوستام مي گفت يه روز كه رفته بودم بانك، تا چشمم به تحويلدار بانك افتاد، ناخودآگاه احساس كردم اصلا ازش خوشم نمياد، گذشت تا اينكه وقتي نوبتم رسيد و باهاش سلام و عليك كردم، بِهِم گفت آقا ببخشيد ولي من اصلا از شما خوشم نمياد، همين طور كه بُهتَم زده بود بهش گفتم راستش منم از شما بي اختيار خوشم نمي اومد ولي به روم نياوردم!!. عجيب بود! نه؟! حالا ذهنتون را از بديها و بد اومدنا جارو كنيد و بياين سر محبت و دوست داشتنهايي كه مثل نسيمي تو دل مي وزَد و سينه رو خنك مي كنه. بعضي وقتها دل آدم برا چيزهايي غش ميره كه حتي يك بار هم اونارو نديده. بذاريد واژه هامو اصلاح كنم، و اينطور بگم كه: من با چشمِ سرم نديدم اما از كجا معلوم، شايد دلم با چشماي خودش ديده؟! داستان دل و عاشق شدناشو اينا، داستاني پر سوز و گدازِ كه حكايتهاي هفتاد من درباره اش گفته شده كه هر چه بيشتر پاي آن مي نشيني بيشتر مي فهمي كه دل آدمي، آدمي است كامل كه سر و چشم و گوش دل رو يكجا دارد و مي بيند و مي پسندد و مي خواهد و... اين معادله ي دو مجهولي رو براي بدست آوردن كساني كه هي دلتونو ياد مي كنن حتماً حل كنيد: دل شما هر روز چند بار ياد كي مي افته؟؟!! شما مي گيد دل تو اين كاراش حساب و كتابي هم داره؟ يا نه، همين جوري يه بار از اين خوشش مياد و يه بارم از اون؟ قبل از اينكه شما نظرتون رو ارسال كنيد من نظرمو بگم؟ به نظر من همون طور كه خودمون كوچولو بوديم و، كم كم بزرگ شديم و، در اين حركت از هر روزمون يه خوشه برداشتيمو، رو حساب يا بي حساب يه چيزايي رو ياد گرفتيم و، خلاصه ته كار شديم آدم الان، با اين طرز تفكرِ...! و با اين علاقه ها و سليقه ها؛ دلمونم اولش كوچولو بود و ساده و پاك، كه كم كم بزرگ شد و مطابق آنچه بخوردِش رفته بود بار اومد. دلمون هم واسه خودش سليقه دار شد. و نتيجه ي حرفم اينكه دل هم بي حساب و كتاب جايي نميره، بلكه هر طور كه بار اومده با همون فرهنگ و با همون ملاك و معيار كار مي كنه. حسن ميگه به امام رضا گفتم: ما رو از دعا فراموش نكنين. امام فرمودند: تو فكر مي كني من تو رو يادم ميره؟ كار سخت شد!! خودمون كم بوديم حالا بايد دلمون رو هم بپّاييم كه كجاها ميره و با كيا مي گرده. بله! واقعاً بايد دلمونو بپّاييم كه با كيا دم خوره؟، از كيا خوشش مياد؟، و كيا رو هي ياد مي كنه؟ راستي دل شما هر روز چند بار ياد كي مي افته؟؟!! اين معادله ي دو مجهولي رو براي بدست آوردن كساني كه هي دلتون رو ياد مي كنن حتماً حل كنيد. اگر دلتون روزي دو سه بار ياد كاراي بد بد مي كنه، بدونيد اونكه عاشق كاراي بده (همون شيطونو ميگم ديگه) دقيقا همون موقع اونم تو نخ شماست. و اگه با آدم خوبا و كاراي خوب و ... دم خوره، مطمئناً حور و پري هم با دل تو دم خورند. باور كنيد حرفام درباره رفت و آمدهاي دل راسته! ميگيد نه! اين داستانو گوش كنيد. يك روز آقايي به نام "حسن ابن جهم" امام رضا _عليه السلام_ رو مي بينه و... حسن ميگه به امام گفتم: ما رو از دعا فراموش نكنين. امام فرمودند: تو فكر مي كني من تو رو يادم ميره؟ حسن ميگه: تا امام اين جواب رو دادند پيش خودم فكر كردم و با خودم گفتم: خوب ايشون كه برا شيعيان و دوستانشون دعا مي كنن، منم كه از شيعيانشون هستم؛ و جواب امام رو دادم كه: نه! شما منو فراموش نمي كنين. امام فرمودند: چطور اينو فهميدي؟ گفتم: من از شيعه ها و دوستاي شمام و شما هم كه برا شيعه هاتون دعا مي كنين! بعدش امام فرمودند: بغير اين، چيز ديگه اي هم فهميدي؟ حسن ميگه گفتم: نه! و امام فرمودند: هر وقت خواستي كه بداني پيش من چه داري! نگاه كن به آنچه كه من در نزد تو دارم. يعني ببين من تو دلت برات چه جاگاهي دارم و از اون نتيجه بگير كه تو هم پيش من در همون جايگاهي. داستان جالبي بود! نه؟! حالا فكر كنم با اين حديث باورتون شده باشه كه "دل به دل راه داره" و باورتون شده باشه كه " دل هر جا كه بهش عادت كرده و خوشش اومده و باهاش بزرگ شده راه ميزنه" و باورتون شده كه "از اين به بعد بايد حواسمون به رفت و اومداي دلمون باشه كه با كيا بِده بستون داره" فكر كنم وقتشه كه همين امروز، بي معطلي، بريم سر صندوقچه ي دل و، ببينيم چيا از كيا داره و بعد بفهميم كه از خودمون چي پيشِ كي داريم. يه نكته رو حيفم اومد راجع به "حسنِ" قصه مون نگم و اون اينكه ايشون چه آدم بزرگي بوده كه دلش دم خوره دل نازنيني چون امام رضا _عليه السلام_ بوده.
+
نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387ساعت 14:10 توسط یلدا
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
عشـق یعنـی هـمون سـلام اول عـشق یعنـی مـایه قـوت قـلـب عشق یعنی انفجار احساسات عشق یعنی کم کردن فاصله ها عشق یعنی کلید یک رابطه ای محکم عشق یعنی در موفقیت هم شریک بودن عشق یعنی کاری کنی که راحت پیدات کنه عشق یعنی مثل اشرف زاده ها باهاش رفتار کنی عشق یعنی کسی رو داشته باشی که ازت محافظت کنه
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 17:32 توسط یلدا
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آيا فكر مي كنيد اينكه فرزند چندم خانواده باشيد، مي تواند بر شكل گيري شخصيت شما تاثير گذار باشد؟ اين مقاله را با ما دنبال كنيد تا به همه چيز در اين رابطه پي ببريد!
- تك فرزندان نقاط مثبت: اين افراد همان ها هستند كه دنيا را متحول مي كنند. افرادي تكليف-گرا، مرتب و منظم، با وجدان و وظيفه شناس، و بسيار قابل اطمينان مي باشند. آنها عاشق واقعيت، افكار و انديشه ها، و جزئيات هستند. و از قبول مسئوليت هاي مختلف واهمه اي ندارند. نقاط منفي: يكي از خصيصه هاي منفي اين افراد سرسختي و خشونت شديد آنهاست. كمي كينه اي و پرتوقع هستند و معمولاً از قبول اشتباهاتشان سر باز ميزنند. به هيچ وجه انتقادپذير نيستند. در برابر ديگران افرادي بسيار حساس و نفوذ پذيرند كه احساساتشان خيلي زود جريحه دار مي شود. - فرزندان اول خانواده نقاط مثبت: آنها ذاتاً فرمانده به دنيا آمده اند. احتمالاً رئيس جمهورها، فضانوردان و مديرعاملين همه فرزندان اول خانواده هستند. فكر مي كنند كه هميشه حق و اولويت در هر كاري با آنهاست. فرزندان اول به دو دسته تقسيم مي شوند: پرورش دهندگان افراد مطيع يا متحول كنندگاني سلطه جو. هر دو يكسان هستند فقط از متدهاي مختلفي استفاده مي كنند. معمولاً فرزندان اول خانواده، افرادي ايرادگير، مشكل پسند، و دقيق هستند و عاشق توجه به جزئيات مسائلند. افرادي وقت شناس، منظم، و با كفايتند كه دوست دارند همه چيز به بهترين نحو انجام شود. از مسائل غافلگير كننده نيز به هيچ وجه خوششان نمي آيد. نقاط منفي: معمولاً اين افراد كمي بداخلاق، ترشرو بي احساس به نظر مي آيند. گه گاه به خاطر زورگويي و فشاري كه بر سايرين مي آورند، تهديد كننده و رعب آور هستند. چون فكر مي كنند كه هميشه حق با آنهاست و فقط خودشان همه چيز را مي دانند، به ديگران اطمينان كمي دارند. رياست مآب، ايرادگير و نسبت به اشتباهات حساس و نكته سنج هستند. - فرزندان وسط خانواده نقاط مثبت: فرزندان وسطي، افرادي خانواده دوست هستند كه ديگران از بودن با آنها لذت مي برند. مهمترين نياز آنها، آرام نگاه داشتن اقيانوس پرتلاطم زندگي است و شعار آنها “آرامش به هر قيمتي” است. اينها افرادي بسيار آرام و بي سر و صدا، شيرين و دوست داشتني هستند و شنوندگان خوبي به شمار مي روند. مهارت زيادي در حل مشكلات دارند چون هميشه هر دو جنبه ي يك مشكل را بررسي مي كنند و دوست دارند همه را خوشحال كنند. همين مسئله باعث مي شود كه مشاوران و ميانجيگران خوبي باشند. نقاط منفي: نسبت به فرزندان اول خانواده، احساس سلطه گري كمتري دارند، اما دوست دارند همه آنها را ستايش كرده و دوست بدارند—يا حداقل با آنها احساس شادي و خوشبختي كنند. از آنجا كه سعي در راضي نگاه داشتن همه دارند، ممكن است به افرادي وابسته تبديل شوند. نمي توانند خوب تصميم بگيرند تا جايي كه باعث رنجاندن ديگران مي شود. همچنين براي شكست و اشتباهات ديگران، خود را سرزنش مي كنند. - فرزندان آخر خانواده نقاط مثبت: افرادي شاد و سرزنده اند كه اين شادي و سرخوشي را با خود همه جا مي برند و ديگران را نيز از آن بهره مند مي كنند. مهارت هاي مردمي آنها بسيار قوي است و عاشق اين هستند كه ديگران را با حرف ها و كارهايشان سرگرم كنند. هيچ كس براي آنها غريبه نيست و به سرعت با همه صميمي مي شوند. افرادي برونگرا هستند كه از وجود ديگران انرژي مي گيرند. از ريسك كردن واهمه اي ندارند. نقاط منفي: خيلي زود خسته مي شوند. از طرد شدن واهمه داشته و افق توجهاتشان كوتاه است. افرادي خود گرا هستند. معمولاً به خاطر توقعات غير واقعيشان از رابطه، كه تصور مي كنند در همه ي رابطه ها بايد هميشه خوشي و خنده برقرار باشد، رابطه هاي زيادي را به فنا مي دهند. اما نمي دانند كه عمر چنين رابطه هايي بسيار كوتاه است...
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 15:7 توسط یلدا
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
![]()
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 19:32 توسط یلدا
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اين ديوار روبرويي يكي از مدارس دخترانه جهرمه . يك آقا پسر خيلي دوست داشتني كه نميتونسته از بين دخترها يكي رو براي دوستي انتخاب كنه , رفته و روي ديوار اصل مطلب رو نوشته كه همتون تو قلبمونين.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 19:30 توسط یلدا
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دوباره شب شد و من بيقرارم
كانكت كن زود بيا در انتظارم بيا من آمدم پاي مسنجر شدم محسور از آواي مسنجر بيا هارد دلت را ما ببينيم گلي از گنج هوم پيجت بچينيم بيا ايكن نماي بي نشانم كه من جز آدرس ميلت ندارم بيا فرهاد باز بي تو غش كرد و حتي هارد ديسكم هم كش كرد بيا اي عشق دات كام عزيزم به پاي تو دبليوها بريزم مرا در انتظار خويش مگذار و يا ز اندازه آن بيش مگذار بيا اي حاصل سرچ جهاني بيا اجرا كن آن فايل نهاني بيا در دل تو را كم دارم امشب حدودا'' صد مگي غم دارم امشب اگر آيي دعايت مينمايم دعا تا بي نهايت مينمايم اگر آيي دعاي من همين است و يا نقل به مضمونش چنين است مبادا لحظه اي دي سي شوي يار جداي از آن پي سي شوي يار مبادا نام ما را پاك سازي و كاخ آرزو ها را خاك سازي بمان تا جاودان اندر دل من بمان تا حل شود هر مشكل من
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 19:26 توسط یلدا
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دارم دوباره اي دوست امشب هواي گريه
نالم دوباره امشب تا نا کجاي گريه امشب دلم گرفته اي آشنا کجايي از که پناه جويد اين آشناي گريه در آسمان چشمم ديگر ستاره اي نيست از بس ستاره چيدم در هاي هاي گريه دل همدمي ندارد در اين سکوت دلگير خواهم که سر نهم باز بر شانه هاي گريه تا هم صداي خوبم ، خاموش شد نوايت در سينه ام نشسته شوق نواي گريه در اين قفس چه خوارم ، ديگر هوس ندارم بي تو که کس ندارم اي تو خداي گريه غم انتها ندارد در سينه ام خدايا من بي صدا بمانم ، با هم صداي گريه
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 19:22 توسط یلدا
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در نگاه عاشقت عشقتو خوندم
مهربون بودي که من يار تو بودم من شدم همسفرت اي يار عاشق کاشکي که عشق منو بدوني لايق اي يار اي عشق بي تو ميميرم بي تو از اين دنيا دلگيرم اي يار اي عشق بي تو ميميرم بي تو از اين دنيا دلگيرم تو رفيق نيمه راه هرگز نبودي تو که از دوست داشتنم غافل نبودي چراغ عشق تو نميشه خاموش مگه تو و خوبيات ميشه فراموش اي يار اي عشق بي تو ميميرم بي تو از اين دنيا دلگيرم اي يار اي عشق بي تو ميميرم بي تو از اين دنيا دلگيرم
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 19:20 توسط یلدا
|
|
|||||
|
|||||